او خندهها و خاطرهها را ندیده بود
بی اعتنا نبود ..... نه ...
ما را ندیده بود
در اوج عشق بود و خودش هم خبر نداشت
مثل پرندهای که هوا را ندیده بود
جایی برای گریه و جایی برای خواب
بر شانههام ، این همه جا را ندیده بود
میگفت : «در جهان کسی عاشقتر از تو نیست »
زیبای من ..... هنوز خدا را ندیده بود
پروانه بال و پر زد و بر روی گل نشست
پروانه را ببخش ... شما را ندیده بود
وقتی خدا برای زمین عشق آفرید
این عاشقان سر به هوا را ندیده بود
+ نوشته شده در سه شنبه دهم آذر ۱۳۸۸ ساعت ۸:۲ ق.ظ توسط پیمان
|