X
تبلیغات
برداشتِ آزاد

به روز واقعه بردار ابروانت را

برای دلبری آماده کن کمانت را

نگاه من پی ِ معماری نوین ِ تنت

به کشف آمده تاریخ باستانت را

رسیده تا کمرت گیسوان و می ترسم

میان خرمن مو گم کنم میانت را

ندیده وصل طلب کردم! این زمان چه کنم؟

علی الخصوص که دیدم تن جوانت را

من از دهان تو در حیرتم که از تنگی

خدا چگونه میانش دمیده جانت را؟!

به یمن چشم تو شاعر شدن که آسان است

منم پیامبری راستین، زمانت را

دو آیه آینه بر من بخوان! که تذکره ها

رسانده اند به جبریل دودمانت را

گرفته ام به غزل پیشی از چکاوک ها

تو نیز در عوضش غنچه کن دهانت را

 

+ نوشته شده در شنبه هفدهم مرداد 1388ساعت 10:20 قبل از ظهر توسط پیمان |

 

با هر بهانه و هوسی عاشقت شدست

فرقی نمی کند چه کسی عاشقت شدست

 

چیزی ز ماه بودن تو کم نمی شود

گیرم که برکه ایی نفسی عاشقت شدست

+ نوشته شده در دوشنبه پنجم مرداد 1388ساعت 12:6 بعد از ظهر توسط پیمان |